من میگم تو میگی....

رحم کن دست تو پرپر شدن و می فهمه                رحم کن چشم تو ایثار منو می فهمه

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 22:37 توسط من  | 
من از نزدیکی دشت محبت نردبانی کرده ام پیدا
که تا نزدیکی قصر خدا هم پلکان دارد
یکی همراه من گشته است تا این راه با من بپیماید
من اینک سخت مشتاقم در این دوستی بی تکرار
برای دوستم نیزسهم بگذارم
  • خانه
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • شهریور ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • مهر ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • اسفند ۱۳۸۶
  • بهمن ۱۳۸۶
  • آذر ۱۳۸۶
  • آبان ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶
  • تیر ۱۳۸۶
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵
  • بهمن ۱۳۸۵
  • دی ۱۳۸۵
  • آذر ۱۳۸۵
  • آبان ۱۳۸۵
  • مهر ۱۳۸۵
  • شهریور ۱۳۸۵
  • مرداد ۱۳۸۵
  • تیر ۱۳۸۵
پیوندها
  • ممول
  • وبلاگ دانشجویان و دانش اموختگان شهربابکی
  • مشاهیر معاصر
  • مامان منگولک
  • شهربابک در یک نگاه
  • مجله الکترونیکی ریواس
  • روستای میمند
  • باباي البرز
  • حصاروئیه ماندنی باش
  • بابک زمین
  • سخت وستبر همچون کوه
  • حصاروئیه ماندنی باش
  • مسیح فرنیا
  • دانشجویان IT دانشگاه صنعتی ارومیه
  • دانشجویان فناوری اطلاعات بیرجند
  • یادداشت های دو دانشجوی IT
  • دانشجویان فناوری اطلاعات صنعتی شاهرود
  • دانشجویان فناوری اطلاعات تهران جنوب
  • محمد زاده رحماني شهربابكي
  • ساشوسا
  • من اخرين سوته دلم
  • شبشبيدها
BLOGFA.COM